بدون مسوولیت قانونی
|
Wednesday, July 26, 2006
آقای الف مثل هر کس دیگری در زندگی خود ماجراها و خاطره هایی داشته است. خوشایند و ناخوشایند.
''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''آقای الف بابت خاطره های خوشایندی که داشته خدا را شکر میکند، و سعی میکند کسانی را که باعث بروز خاطرات ناخوشایند شده اند ببخشد - از جمله خودش را. از آنجا که همچنان - و پس از پالایش بسیار - به اندازه کافی حماقت در آقای الف وجود دارد، برای او درک برخی حماقتهای خودش سخت نیست. او یاد گرفته حماقتهایی که کرده و خاطره های ناخوشایندی که حاصل شده بهایی است که میبایست برای یادگیری پرداخت میکرده. برای همین خودش را میبخشد. آقای الف سعی میکند دیگران را هم ببخشد. آقای الف معتقد است یک عذرخواهی صمیمانه به مقدار لازم شهامت لازم دارد. او همچنین میداند که نباید از هر کسی انتظار شهامت داشته باشد، ولی با این حال هنوز نمیتواند بعضی آدمهای بعضی خاطره ها را ببخشد. آقای الف صادقانه سعی میکند همه را ببخشد. این کار را هم به خاطر دیگران نمیکند، به خاطر این میکند که میخواهد بخشش را یاد بگیرد. ولی آقای الف نمیداند به خاطر سنش است یا چیز دیگر، که یادگیری گاهی مشکل میشود. با این حال، آقای الف همچنان یادگیری را دوست دارد؛ آنقدر که سعی میکند برای یادگیری روی شهامت دیگران حساب نکند.
|
||||